تبلیغات
دختر با حجاب - حجاب زن آلمانی
"همیشه می توان تولدی دوباره داشت..به روز شدن شبهای یکشنبه "
حجاب زن آلمانی
_______________________________________________


_________________________________________________________

به نام خدا اسم قبلی من زابنیه است ماجرای تشرفم به اسلام از این قرار است كه در آلمان در همسایگی ما یك خانواده مسلمان اهل تركیه زندگی میكردند.
دختران آنها در مدرسه با من دوست بودند و با هم رفت و آمد داشتیم وقتی كه من به خانه آنها میرفتم میدیدم آنها نماز میخوانند كم كم جذب آنها شده و با اسلام آشنا شدم در تاریخ 4/12/1990 در مسجد اسلامی هامبورك به سرپرستی برادر محمد مقدم به دین اسلام تشرف یافتم.
آیا فكر نمی كنید الگوی حجابی كه اسلام برای زن در نظر گرفته زحمت دارد؟
هر موجودی برای مصونیت از آسیب دشمن و بیگانه به دنبال حفاظ و مأ من و پناهگاهی میگردد تا در پناه آن احساس امنیت و آرامش كند شما اگر یك لاك پشت را در نظر بگیرید، مشاهده میكنید كه چگونه درون پوستی سخت و مقاوم میرود تا از گزند و دشمن ایمن باشد.
چرا انسان وزن مسلمان اینگونه نباشد آدم وقتی كه دنبال محافظی میگردد تا اورا انگشت نمای غیر نكند و او را از جلب توجه بدیگران حفظ كند چه بهتر كه حجاب را انتخاب نماید.
حجاب برای من نه تنها زحمت و تحمیل نیست، بلكه یك اصل مسلم و خدشه ناپذیراست كه از عقیده ام سرچشمه گرفته است و در صددم كه عقیده و حجابم را برای همگان ابراز داشته و توضیح بدهم.
این من بودم كه در حجاب وارد شدم و دریافتم كه حجاب یك ارزشی است و ارزشهای دیگر در كنار حجاب به من ارزانی میشود، نه اینكه حجاب بر من تحمیل شده باشد. من خودم اینطور تصمیم گرفتم.





طبقه بندی: داستانهای حجاب، 
برچسب ها: حجاب زن آلمانی، دختران، زن خارجی، دختر بی حجاب، دختر با حجاب، دختر خارجی،
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
نوشته شده در تاریخ : چهارشنبه 27 اردیبهشت 1391 | توسط : محب الصلوه | نظرات()