تبلیغات
دختر با حجاب - واسطه‌های دوستی دختر و پسر
"همیشه می توان تولدی دوباره داشت..به روز شدن شبهای یکشنبه "
واسطه‌های دوستی دختر و پسر




مثل معروفی هست برای رسانه‌ها که می‌گوید که رسانه به عنوان ابزار می‌تواند مثل یک چاقو باشد که هم بتوان با ان میوه پوست کند و هم آدم کشت! اما این موجودیت تکنیک حاکم بر فضای رسانه هاکه مولد امپریالیسم غربی است باعث شده است بیشتر بتوان با رسانه آدم کشت یعنی رسانه از یک ابزار صرف بودن  در آمده است و این هم حاصل سلطه غرب و گرفتاری فکری و رفتاری ما زیر چتر این سلطه است.


این مهم هم شامل رسانه‌های داخلی ما می‌شود که درگیر تساهل و تسامح و تکثرگرایی در اتاق فکرهای خود شده‌اند و به هر قیمت می‌خواهند مخاطب جذب کنند تا رقابتی کرده باشند با رسانه‌های جهانی و هم شامل درگیری مخاطبان با رسانه‌های بین‌المللی است امروزه در دهکده جهانی  کمتر می‌توان مخاطبان را به رسانه‌های داخلی مشغول کرد و مخاطب نه تنها با رسانه‌های ما بلکه در مواجه با رسانه‌هایی با زبان‌های گوناگون و در تحت فرهنگ واحد جهانی قرار دارد و چون فقط به چه فکر کردن نه چگونه فکر کردن توسط ما، به او دیکته شده است این مصیبتی است که ما را فرا گرفته و معادله پیچیده‌ای است که امروز در امور فرهنگی و اجتماعی درگیر آن هستیم.

آسیب‌های اجتماعی و فرهنگی ما با زیست رسانه‌ای انسان امروز و فرهنگ پذیری  بالای او از این رسانه‌ها ارتباط مستقیم دارد و در کنار همه عوامل به خصوص عوامل تربیتی چون خانواده، نهاد آموزشی و رسانه؛ این رسانه است که نقش پررنگ و به سزایی در به وجود آمدن و شیوع چنین آسیب‌هایی در جامعه دارد.از جمله این آسیب‌ها روابط غیر منطقی و نامشروع میان دختر و پسر است.

در پیدایش و گسترش این آسیب نیز شاید بتوان نقش اول سناریوی آن را به رسانه داد و اینجا تنها پای شبکه‌های ماهواره‌ای  و شبکه‌های اجتماعی گیر نیست بلکه همگام انان می‌توان نقش سینما، تلویزیون و شبکه پخش خانگی داخلی را مشاهده کرد. در ادامه به بررسی نقش  وضعیت هر رسانه به طور جداگانه در این رابطه می‌پردازیم.
ماهواره
شبکه‌های ماهواره‌ای

ماهواره با اینکه یک رسانه ممنوع در کشور ما است اما طبق آمارها اکنون حدود 64 درصد از ایرانیان تماشاگر این رسانه هستند.

رسانه‌ای به دلیل استفاده از صوت و تصویر و جلوه‌های بصری به طور هم‌زمان در تأثیر در مخاطب نقش پر اهمیتی دارد و به گفته جان.اف.کندی هدف امریکا از دست‌یابی به فناوری ماهواره‌ای «کنترل» است. در واقع ماهواره در عین تنوع و تعدد شبکه‌ها شما را در دهکده جهانی با فرهنگ واحدی مورد کنترل قرار می‌دهد و یکسان سازی فرهنگی مطابق با اصول امپریالیسم را در برنامه دارد.

حال مخاطب ایرانی که ورای استفاده معقول و برای رهایی از رنج عمل ضعیف رسانه ملی( به قول خود این افراد) به سراغ این رسانه رفته است با شبکه‌هایی رو به رو خواهد شد که برای سرگرمی او مرداک صهیونیست و سایر شرکای غربی‌اش تهیه کرده‌اند شبکه‌هایی چون فارسی وان، زمزمه، من و تو ، بی بی سی، ام بی سی پرشیا، پی ام سی، ایران میوزیک و......

یک جنگ نرم برای تغییر سبک زندگی این افراد و کنترل اذهان آن‌ها که بعضاً موفق هم عمل می‌کند حتی کسانی که با آگاهی به سراغ این شبکه‌ها می‌روند از تأثیر  مبرا نخواهند بود هر چند تأثیر وضعی و ناخودآگاه .

رسانه‌هایی که فراتر از یک رابطه ساده بین نامحرم را برای دختر و پسرها فرهنگ سازی می‌کنند به آن‌ها بی قیدی، دوستی‌های بی ضابطه، لذت گرایی و..... حتی خیانت را آموزش می‌دهند.

این رسانه "تلویزیون" باید علاوه بر اینکه نقطه شروعی برای فرهنگ سازی دینی در کشور باشد  اثرات رسانه‌های دیگر از جمله شبکه‌های ماهواره‌ای  را نیز دفع کند اما آنچه که این روزها نسبت به گذشته در قاب جادویی آن نظاره گر هستیم پارادوکس ترویج حجاب و عفاف در برنامه‌های گفتگو محور مذهبی و تخریب آن در مجموعه‌های تلویزیونی است

تأثیر پذیری جوانان از این کانال‌ها را از سبک جدید زندگی و رفتار و گفتار آن‌ها می‌توان به وضوح مشاهده کرد از نمونه‌ای بارز آن مدگرایی است که از شبکه‌های مد و بازیگران فیلم‌های شبکه‌های خارجی در سطح خیابان‌های شهر می‌بینیم.
رسانه ملی

تأثیر گذارترین رسانه در داخل کشور که بالاترین مخاطب را نیز دارا هست سیمای جمهوری اسلامی می‌باشد. این رسانه "تلویزیون" باید علاوه بر اینکه نقطه شروعی برای فرهنگ سازی دینی در کشور باشد  اثرات رسانه‌های دیگر از جمله شبکه‌های ماهواره‌ای  را نیز دفع کند اما آنچه که این روزها نسبت به گذشته در قاب جادویی آن نظاره گر هستیم پارادوکس ترویج حجاب و عفاف در برنامه‌های گفتگو محور مذهبی و تخریب آن در مجموعه‌های تلویزیونی است.
دختر و پسر-دلنوازان

 


فرهنگ سازی که توسط این رسانه می‌تواند انجام پذیرد با هیچ رسانه دیگر قابل مقایسه نیست و این نیازمند دو مورد تعهد و تخصص است اما هر دو پای رسانه دینی در این راه لنگ می‌زند و سنگ‌هایی از جمله سلیقه گرایی، کمیت و مصلحت اندیشی هم در سر این راه قرار می‌گیرد.

البته پیدایش این آسیب‌ها در رسانه تدریجی است اما رسانه ملی این روزها و شاید به طور عمده بعد از پخش دو سریال به کجا چنین شتابان و شمس‌العماره رویکرد خاص در شکستن خطوط قرمز چهارچوب روابط بین نامحرمان،عفاف در رفتار، آرایش بانوان و سبک پوششی آن‌ها به خود گرفت که اکنون بیش از پیش ادامه دارد.

مخاطب این رسانه  در برنامه‌های چون "استوا" انباشته از افکار مثبت در این با ره می‌شود و بعد باید مثلاً در برنامه‌ای چون مجموعه 5کیلومتر تا بهشت این الگو برایش نهادینه شود اما آنچه که مشاهده می‌کند رابطه صمیمی دو دختر و پسر در قالب روح است رابطه‌ای که با چهار چوب آغاز می‌شود و بدون آن پایان می‌یابد و حال قضاوت با شماست که نوجوان و جوان ما از کدام از این دو برنامه بیشتر تأثیر می‌گیرد از پیام رسانی مستقیم برنامه‌ای جدی و سنگین چون استوا یا پیام رسانی غیرمستقیم این سریال؟ و حال باتوجه به شرایط سنی و محیط‌های اجتماعی با این تناقض چه خواهد کرد؟

نوع اجرای مجریان زن رادیو و تعامل انان با مجریان مرد در برنامه‌ها خود فرهنگ ساز رفتار و روابط بدون چهارچوب و عفاف است موردی که اکنون شاید بر اثر عادت زیاد به چشم برخی از افراد نیاید ولی در ابتدا واکنش‌های بیشتری را بر می‌انگیخت.

یا نوجوانی که رابطه گاهی صمیمانه و خنده و شوخی‌های خارج از عرف دو مجری را در برخی برنامه‌ها با هم می‌بیند و ما انتظار داریم که این حدیث ازامیرالمومنین(ع) نیز برایش نهادینه شود که می‌فرمایند" اختلاط و گفتگو مردان با زنان نامحرم سبب نزول بلا و بدبختی خواهد شد و دل‌ها را منحرف می‌سازد."

از اینکه بگذریم چه انتظاری می‌رود از دختری که با لباس‌های رنگی (جلب توجه کننده) و با آرایش در جامعه ظاهر می‌شود این‌طور نباشد در حالی که مدام این‌چنین بانوانی در صدا و سیما برایش در حال به نمایش درآمدن هستند، ان هم گاهی با این استدلال که  بتوان حجاب اسلامی را در مدها و رنگ‌های متنوع و مختلف برای جوانان الگو سازی کرد!

در کنار همه این عوامل پخش فیلم‌های سینمایی که خطوط قرمز پر رنگی نسبت به رسانه ملی دارند به این فرهنگ سازی امروزی1 کمک خواهد کرد.
دختر و پسر
سینما

رسانه‌ای تصویری دیگر که امروزه بیشترین درصد عبور از خط قرمزها را دارد. جهت فرهنگ سازی پیرامون اینکه چگونه با فرهنگ مدرن خو بگیرند و مطابق آن بتوانند با نامحرم رابطه خارج از عرف و شرع داشته باشند، برای جوانان ما این رسانه به تنهایی کفایت می‌کند. و شاید بتوان اظهار داشت به صورت کلی هیچ فرهنگ سازی برای رابطه چهارچوب مدار با نامحرم و نحوه اسلامی پوشش و در یک کلام ارائه سبک زندگی دینی در این رابطه در فیلم‌های سینمایی دیده نمی‌شود.

این جریان از زمان اصلاحات بر سینماهای کشور رویکرد خاص خود را آغاز کرد و اکنون نیز به راحتی به روند خود ادامه می‌دهد و چه بسا بدتر هم شده است. این نوع هنجار شکنی‌ها را ما حتی در فیلم‌هایی چون اخراجی‌ها مشاهده می‌کنیم

شبکه پخش خانگی نیز در کنار سینما و رسانه ملی به این مهم! مبادرت می‌ورزد و گفتاری مجدد درباره آن تکرار مکررات است.
رادیو

مکمل دیگر  رسانه‌ها در پازل فرهنگ سازی رادیو است، رادیویی که به دلیل سهل الوصول بودن، استفاده هم‌زمان از آن در کنار سایر کارهای روزانه و نوع استفاده کنندگان ان دارای اهمیت مخصوص بوده است این رسانه تنها از یک جهت به این آسیب کمک شایانی می‌کند و ان عدم عفاف کلامی و بعضاً رفتاری میان جوانان است که اتفاقاً بیشترین نمونه این هنجار شکنی‌ها را در رادیو جوان شاهد هستیم. آیا می‌توان توقع داشت که جوانی که مدام در برابر موج‌های رادیو شوخی‌های کلامی مجریان را با هم می‌شنود، خود این مورد را در رابطه با نامحرم رعایت کند.

نوع اجرای مجریان زن رادیو و تعامل انان با مجریان مرد در برنامه‌ها خود فرهنگ ساز رفتار و روابط بدون چهارچوب و عفاف است موردی که اکنون شاید بر اثر عادت زیاد به چشم برخی از افراد نیاید ولی در ابتدا واکنش‌های بیشتری را بر می‌انگیخت. مجریان رادیو زن رادیو باید در نحوه اجرا و رفتار کلامی شان در برنامه‌ها به این گفتار تمسک جویند که کاری نکنند که باعث جلب توجه، تحریک نامحرم شود اما....
اینترنت

اما فضای مجازی، این رسانه در هر دو "عرصه وب1 و وب2  " می‌تواند به این آسیب‌ها دامن بزند. مخاطب اینترنت چون مخاطب ماهواره است که در دنیایی ورای مرزهای کشور وارد می‌شود و در عرصه تهاجمات فرهنگی بسیاری قرار خواهد گرفت. در عرصه محتوایی با شبهات و سایت‌های غیر اخلاقی بسیاری روبه رو خواهد شد که رابطه‌های خارج از چهارچوب را برای او زمینه سازی می‌کند.

و در عرصه وب 2 چون شبکه‌های اجتماعی و چت و کلوب ها وارد چنین بستری می‌شود. راهی که  در آن با توجیه ناشناس بودن و یا حتی نوشتاری بودن رابطه و بعضاً افلاین بودن؛ به راحتی افراد با نامحرم رابطه برقرار می‌کنند و تحت تأثیر فرهنگ حاکم از قید چهارچوب‌های رفتاری و رعایت عفاف خارج می‌شوند.

نتیجه:

باید توجه کرد رسانه‌ها فراتر از آنکه به صورت منفرد بر رفتار و سبک زندگی فرد اثر بگذارند به صورت یک سیستم و پازلی در کنار هم فرد را در اتمسفر فرهنگی خود قرار داده و بر زیست اجتماعی او اثر می‌گذارند. به عنوان مثال فردی که به وسیله ماهواره  رابطه بدون چهارچوب برایش فرهنگ سازی می‌شود و در رسانه ملی و سینما نه تنها انتی تزی برایش وجود ندارد بلکه تزهای دیگری در به صورت بومی! پیش روی خود می‌بیند دیگر نمی‌تواند در اینترنت درگیر فرهنگ واحد جهانی در این زمینه حریم‌ها را رعایت کند.

و این همه ناشی از تکنیک زدگی ما از فرهنگ حاکم بر رسانه‌ها می‌باشد و عدم برنامه ریزی و مهندسی پیام برای رواج سبک زندگی دینی و کمی گرایی و مصلحت اندیشی در سطح مدیران و اتاق فکرها  است. رسانه ما به عنوان قطب فرهنگ ساز و تأثیر گذار بر زندگی اجتماعی افراد، امروزه مدام در حال ایجاد فضای متفاوت و یا درگیر انحراف شده از اصول اسلامی ماست و خود به جای رفع آسیب‌ها بدان دامن می‌زند و واسطه‌ای است برای ایجاد این ایرادات و باید زودتر برای خود چاره‌ای بیاندیشید که شرایط دهکده جهانی و سلطه رسانه‌ای هم کار را برای او سخت‌تر می‌کند.

عطاء الله باباپور

بخش ارتباطات تبیان




طبقه بندی: مقالات حجاب،  راهکارهای ترویج حجاب و عفاف، 
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
نوشته شده در تاریخ : پنجشنبه 21 اردیبهشت 1391 | توسط : محب الصلوه | نظرات()