تبلیغات
دختر با حجاب - رابطه ای بدون تمایلات جنسی
"همیشه می توان تولدی دوباره داشت..به روز شدن شبهای یکشنبه "
رابطه ای بدون تمایلات جنسی
***************************************************
یکی از نیازهای طبیعی انسان وقتی که به سن نوجوانی و بلوغ می رسد، ازدواج و رابطه با جنس مخالف است علت این رابطه نیاز اجتماعی است. زیرا هیچ انسان سالمی به تنهایی و دور از اجتماع قادر به ادامه حیات نیست.

نتیجتا اگر در ارتباط با جنس مخالف خطرها و زیان‏هاى ارتباط از محدوده مجاز و صحیح ارتباط خارج شود و ارزش‏هاى اخلاقى را زیر پا گذارد باید جداً از آن پرهیز کرد؛ زیرا شرایط و فضا و نیز محتواى این رابطه‏ها با موازین و آداب اخلاقى و مذهبى سازگار نیست و در اکثر قریب به اتفاق موارد به انتقال پیام‏هاى احساسى، عاطفى، جنسى و... که ریشه شیطانى دارد، مى‏انجامد.
معیار داورى درباره روابط افراد به ویژه جنس مخالف توجه به مقررات وموازین عقلى و شرعى ارتباط است. زیرا اگر این نیاز بتدریج در طول زمان بدون پاسخ مانده و سرکوب گردیده و بالاخره روزی بدون رعایت هیچ معیار اخلاقی و اجتماعی و شرعی و بدون برنامه و با عجله و شتاب سر از خاک بیرون می آورد و همانی می شود که در مورد نوجوانان حدود 15 الی 17 ساله بیشتر مشاهده می کنید.
تعریف رابطه دختر و پسر، رابطه اجتماعی سالم و رشد یافته است. رابطه ای فارغ از احساسات و تمایلات عاشقانه و جنسی و تسلط مابانه بلکه فقط بعنوان دو انسان عاقل و بالغ که در زندگی اجتماعی مجبور به ارتباط سالم و اخلاقی با محترم شمردن اصول و عقاید دینی و مذهبی و اخلاقی مورد قبول جامعه خودشان می باشند.اما در رابطه دوستی میان دختران و پسران،که از اصطلاحاتی مانند: «دوست پسر» و «دوست دختر» استفاده می شود. مقصود از دوستی دختران و پسران، رابطه ای است نسبتا صمیمانه و گرم و عمدتا پنهانی که در قالب دیدارهای مخفیانه، رد و بدل کردن نامه و یا برقراری ارتباط تلفنی بین دختر و پسر، شکل می گیرد. این دوستی ها ویژگی ها و پیآمدهایی دارند که باید شناسایی و تحلیل شوند. در این دوستی ها معمولاً پسری با دختری طرح آشنایی می ریزد. برخی اوقات ممکن است پسری با چند دختر و در مواردی نادر نیز یک دختر با چند پسر نقشه دوستی و آشنایی بریزد. این گونه دوستی ها بیشتر پنهانی و دوراز چشم خانواده و آشنایان صورت می گیرد. بنابراین به علت ناشایست بودن این ارتباط از نظر شرعی و عرفی، دختر و پسر مجبورند به منظور طرح ریزی و فراهم آوردن مقدمات دیدار یا برقراری ارتباط با یکدیگر، توان و زمان بسیاری را صرف کنند. همچنین به سبب پذیرفته نبودن این کارها، از سوی خانواده و جامعه همواره این دوستی ها با نگرانی هایی همراه است.

تعریف رابطه دختر و پسر، رابطه اجتماعی سالم و رشد یافته است. رابطه ای فارغ از احساسات و تمایلات عاشقانه و جنسی و تسلط مابانه بلکه فقط بعنوان دو انسان عاقل و بالغ که در زندگی اجتماعی مجبور به ارتباط سالم و اخلاقی با محترم شمردن اصول و عقاید دینی و مذهبی و اخلاقی مورد قبول جامعه خودشان می باشند
بزرگ ترین دشواری عشق ها و احساسات کاذب این است که تا وقتی دچار بحران التهاب آنها هستند، آنها را درست و واقعی پنداشته و تنها گذشت زمان موجب می شود که به اشتباه خود پی ببرند. اگر تفکر و تعقل چاشنی احساسات و عواطف هیجانی شود، می تواند غریزه جنسی را در مسیر طبیعی خود قرار دهد و با ارضای طبیعی و درست آن، به سکون و آرامش دلخواه دست یابد. در حالی که تأمین این غرایز از راه غیرشرعی و نادرست، می تواند آسیب های روحی ـ روانی ناگواری بر آدمی وارد کند. انسان برای زندگی سالم و سعادتمند نیازمند تعامل مثبت و سازنده با هر انسانی و از هر جنسی می باشد و هیچ مکتب و ایدئولوژیی نمی تواند این نیاز را انکار و یا سرکوب نماید .روابط اجتماعی سالم میان دختر و پسر مورد نظر ما موجب رشد و تعالی فرهنگی و تقویت بنیان های عقیدتی و فکری نوجوانان و جوانان و بالاخره رشد و ترقی همه جانبه جامعه می باشد. اما اگر این روابط از نوع بی برنامه ، خام و رشد نایافته امروزی باشد زیان هایش برای جامعه و خانواده و بنیان های اعتقادی جامعه همان است که می بینید.

در این میان می بایست به تفاوت فرهنگی موجود در جوامع مختلف توجه نمود زیرا هر کدام از آنها تعریفی از رابطه سالم و ناسالم ارائه داده اند، اما آیا تعریف سالم بودن یک رابطه دلیل بر عدم وجود رابطه ناسالم است؟ مثلا در جوامعی که حتی داشتن روابط جنسی میان دختران و پسران به شرط وجود رضایت دختر، یک امر عادی و غیر جرم محسوب می شود، آیا به صرف جرم نبودن این روابط، می توان بر سالم بودن آن صحه گذاشت؟ از سوی دیگر جوامعی که این روابط در آنها جرم محسوب می شود و قطعا از نظر فرهنگی، عملی ناشایست است، راه های جایگزینی را برای ایجاد رابطه صحیح و سالم میان دختران و پسران بوجود می آورد؟ در مجموع می توان گفت برای اینکه بتوان از ایجاد روابط ناسالم جلوگیری کرد، باید عوامل فرهنگی تاثیرگذار را تشخیص داده و البته باید نوع و تفاوت فرهنگ ها را در این راه مد نظر قرار داد.
در میان نظریه های ارتباط میان دختر و پسر سه دیدگاه وجود دارد، دیدگاه نخست دیدگاهیست که معتقد است دو جنس مخالف به هر نحو که بخواهند، اعم از گفت و شنود، مسافرت، رفاقت، تماس بدنی و حتی کام گرفتن از یکدیگر، می توانند با هم رابطه داشته باشند.
دیدگاه دیگری که از آن به نظریه افراطی می توان یاد کرد، معتقد است که زن و مرد یا پسر و دختر حق ندارند کمترین ارتباطی با هم داشته باشند؛ این نظریه، بیشتر جنبه بهداشت اجتماعی دارد و به عنوان راهکارهایی برای جلوگیری از فساد اجتماعی پیشنهاد می شود. طبیعی است که میان دو دیدگاه افراط و تفریط، همواره نظر سومی مطرح می شود.
اگر تفکر و تعقل چاشنی احساسات و عواطف هیجانی شود، می تواند غریزه جنسی را در مسیر طبیعی خود قرار دهد و با ارضای طبیعی و درست آن، به سکون و آرامش دلخواه دست یابد. در حالی که تأمین این غرایز از راه غیرشرعی و نادرست، می تواند آسیب های روحی ـ روانی ناگواری بر آدمی وارد کند
زیرا آن دسته از انسان ها که اندیشه ای متعادل دارند، با نامعقول دانستن دیدگاه اول و ناممکن دانستن نظریه دوم، راه سوم را که برقراری ارتباط در چارچوب و موازین شرع و عرف است، برمی گزینند. این نظریه با توجه به خاستگاه فرهنگی و دینی جامعه ما، به خوبی تأیید می شود. بر این اساس، درمی یابیم که دموکراسی جنسی و کامیابی آزادانه مردان از زنان و معاشرت های لذت بخش دیداری و شنیداری و نظریه ای که حتی عادی ترین روابط بین زن و مرد را روا نمی دارد، هیچکدام ثمربخش نیست.به این ترتیب، میان دختر و پسر حریمی به بلندای حجاب و صلابت و عفاف قرار گرفته است. تا هم به دموکراسی جنسی گرفتار نگردد و هم از لغزش های احتمالی به هنگام تعامل با مردان، مصون بماند.
روش اسلام، مخالف با آزادی نامحدود غرایز و منافی کام جویی های نامشروع است. این محدودیت، انسان را از آسیب های فردی و اجتماعی بسیاری در امان می دارد. بنابر حکم عقل و اندیشه سالم، آدمی از برخی آزادی ها چشم می پوشد و بعضی از ناکامی ها و محدودیت ها را می پذیرد تا از پیآمدهای ناگوار و گاه جبران ناپذیر آن زیان نبیند.
روش اسلام، مخالف با آزادی نامحدود غرایز و منافی کام جویی های نامشروع است. این محدودیت، انسان را از آسیب های فردی و اجتماعی بسیاری در امان می دارد
نهایتا خانواده به عنوان اولین کانون رشد و تعالی جوانان در سعادت و شقاوت دختران و پسران نقش کلیدی دارد. عواملی نظیر بیسوادی، نداشتن آگاهی کافی از روشهای تعلیم و تربیت و عدم ارتباط مناسب والدین با یکدیگر می تواند دلیلی برای بروز روابط ناسالم میان دختران و پسران باشد و درنهایت در صورت تکرار، این روابط به صورت عادت درآمده و نمی‌توان از دختر یا پسری که به این روابط عادت کرده اند انتظار داشت بعد از ازدواج از رفتارهای گذشته دست بردارند و این گونه بنیان های خانواده و نهایتا اجتماع رو به سستی رفته و از هم می گسلد.
فرآوری:فاطمه برادران
بخش اجتماعی تبیان




طبقه بندی: مقالات حجاب، 
به اشتراک گذاری:
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
محبوب کنید ! :
نوشته شده در تاریخ : چهارشنبه 20 اردیبهشت 1391 | توسط : محب الصلوه | نظرات()